شمس الدين رشديه

45

سوانح عمر ( فارسى )

بعد از امين الدوله ، ناكاميها و خطرات شوم خوشبختانه بعضى از امناى مدرسه رشديه ، پس از يكى دو سال همكارى با رشديه ، درصدد برآمدند كه تاسيس مدرسه كنند و ثمرى كه از اين انجمن بايد بوجود آيد ، حاصل گشت و رافع خستگيهاى فراوان رشديه ، و بزرگترين وسيله مسرت و شادى او گرديدند . چقدر اسباب مسرت است كه انسان نهالى را كه مينشاند درختى شود ، و بثمر رسد و نشاننده ثمر آن را ببيند ، و از آن برخوردار شود . مدارسى كه تاسيس شد با شاخه‌هائيكه از اين درخت مقدس بوجود آمد ، بعدا گفته خواهد شد . در اين روزها انجمن معارفى تشكيل شد ، و مفتاح الملك و ممتحن الدوله هم كه از عمال اتابك و از امناى مدرسه رشديه بودند ، بامر اتابك وارد آن انجمن شدند . و بعدها روزنامه « معارف » هم بمديريت مفتاح الملك اداره ميشد . ( نگاه متعجبانه امين الدوله از عضويت همين دو وجود عزيز بوده است . ) رشديه امين الدوله را از راه خدمت بمملكت ميشناخت ، و اگر فدائى امين الدوله بود و از هيچگونه مساعدت و كمك بوى دريغ نداشت ، رشديه هم اشهد بالله ، جز براى تعميم معارف و اشاعه دانش كمكى از وى نخواسته بود . اما على اصغر خان اتابك ، چنان كه اشاره شد ، مملكت را براى خودش ميخواست نه خودش را براى مملكت ، چهارده كرور قرض روس را او بار آورد و باندازه‌يى قاپ مظفر الدين شاه را دزديده بود كه هرچه ميخواست ميكرد . بلقب اتابك اعظم ملقب شد و اين لقب با يك جبه ترمه مروارىدوزى توام بود ، كه يكصد و بيست و پنجهزار تومان از خزانه دولت صرف آن شده بود . چنين مبلغى براى كسى كه خواص و نيك‌انديشان و محققان او را خائن به مملكت شناخته بودند ! ! بديهى است معلمين مدرسه رشديه هم از رشديه درس وطن‌پرستى آموخته ، و آنچه بر ايشان ميسر بود در اين راه قدم برميداشتند . چون رشديه و پيروان وى طرفداران امين الدوله بودند ، بالتبع دشمن اتابك خوانده شدند . روزنامه هفتگى معارف هم نسبت به رشديه ، از هيچگونه فحاشى و توهين خوددارى نداشت . اول كارى كه كردند ، از زمان امين الدوله چهل هزار تومان سرمايه معين شده بود كه اصلش محفوظ بماند ، و فرعش خرج مدرسه رشديه بشود . اعضاى انجمن معارف